قادر حيدرى فسايى

30

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

( حيوان ناطق ) . 2 ) ما به الامتياز : امرى كه تنها در اين جزئى وجود دارد و اين جزئى را از بقيه جزئيات جدا مىكند كه همان خصوصيات فرديه و شخصيه است . با حفظ اين نكته ، گاهى انسان يك جزئى را تصور مىكند و به ما به الاشتراك او نظر و از ما به الامتياز قطع نظر مىكند آن‌گاه لفظ را براى همان ما به الاشتراك وضع مىكند . اين هم وضع عام و موضوع له عام است . مثل اينكه واضع ، زيد را تصور و به ما به الاشتراك ( حيوان ناطق ) نظر كند آنگاه لفظ انسان را براى همان ما به الاشتراك وضع كند . « 1 » با اين بيان روشن شد كه وضع عام و موضوع له عام دو صورت دارد . قوله : اما الوضع العامّ و الموضوع له الخاص . اقوال دربارهء كيفيت وضع حروف : دربارهء كيفيت وضع حروف ( و اسماء ملحقهء به حروف مثل ضمير و اسم اشاره و موصول ) سه نظريه وجود دارد . « 2 » 1 ) نظريهء مشهور : در حروف ، وضع عام و موضوع له خاص و مستعمل فيه نيز خاص است . « 3 » يعنى واضع هنگام وضع حروف ( مثلا من ) يك معناى كلى را تصور نموده ( مثلا كلّى ابتدا و شروع ) و حروف را براى افراد و مصاديق آن معناى كلى وضع كرده است ( افراد شروع مثل آن شروعى كه قوامش به حركت و خانه است در سرت من الدار و مثل آن شروعى كه قوامش به رجوع و مدرسه است در رجعت من المدرسة و . . . ) و حروف در مقام استعمال ، در افراد و مصاديق به كار مىروند . 2 ) نظريهء تفتازانى : در حروف ، وضع عام و موضوع له عام و مستعمل فيه خاص است . يعنى واضع هنگام وضع حروف يك معناى كلى را تصور نموده و حروف را براى همان معناى كلى وضع كرده است و حروف در مقام استعمال در افراد و مصاديق آن معناى كلى به كار مىروند .

--> ( 1 ) - نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 33 ؛ نهاية الدرايه ، ج 1 ، ص 15 . ( 2 ) - دربارهء حروف شش و بلكه هفت نظريه وجود دارد . منتهى الاصول ، ج 1 ، ص 18 . ( 3 ) - فوائد الاصول ، محقق نائينى ، ج 1 ، ص 54 .